تبليغاتX
روزانه
روزانه
نقد مهران بهروز فغانی بر نوشته های آزار دهنده مطبوعات و دیگر رسانه ها
گزارشي از خودم
۱- تقریبا هر روز صبح خیلی زود می آیم دفتر کار. فقط می خوانم و سعی می کنم دریابم. این وبلاگ چند ماهی است به روز نشده. برای به روز شدن باید زیاد خواند و فهمید. می توان هر روز چیزی نوشت ولی چه چیزی؟ به هر چه نوشتن هم اعتقاد ندارمُ برعکس بعضی ها. این مدت خوب خوانده ام و اجازه بدهید ۲ ماه دیگر هم هیچ ننویسم.

۲- می روم سفر شاید آنجا به روز شوم. به دریافت های تازه نیاز دارم. عطش دیدن دارم. عطش فهمیدن. عطش گم شدن در میان جمعیتی سفید پوش.

۳- تا ۵ سال آینده هم از روزنامه نگاری کناره می گیرم. می نشینم به نوشتن. همه مطالب این وبلاگ و همه آنچه در طول این سال ها به عنوان نمونه جمع آوری کرده ام را در کتاب هايي تخصصی جمع می کنم: درباره تيتر نويسي، خبرنويسي كاربردي، نمونه گزارش هاي قابل تامل ، روزنامه نگاري شهري، بخشی از کار ترجمه و تاليف انجام شده است. احتمالا انتشارات نورونار منتشر کند.

۴- همیشه به این فکر می کنم برای روزنامه نگاری کشورم چه کرده ام؟ سهم دیگران چه بوده است؟ روزنامه نگاری ایران حرفه ای نیست. با این وضعیت تدریس و کم مایگی، حرفه ای هم نخواهد شد.

۵- به خاطر علاقه شديدم به " تئو آنجلو پولوس " كارگردان يوناني الاصل و سازنده فيلم هاي محشري چون دشت گريان، گام معلق لك لك و ... به همراه یک مترجم دیگر، كتابي درباره او را ترجمه كرديم. بعد از سفرم كه از روز شنبه ۳ آذر آغاز مي شود، در سال ۸۷ نورونار منتشر می كند.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 8:27  توسط مهران   | 

فتوای یکی از دوستان
متاسفانه بعد از پیگیری دلیل بیکار نشستن تعدادی از همکاران در یک تحریریه، شنیدم که یکی از دبیران آن رسانه فخیمه رو به دیگری چنین نقل به مضمون گفته : اینقدر سخت نگیرید. حالا خبرهایشان ایراد دارد یا ندارد. نهایت اینکه ۱۰ ، ۲۰ سال دیگر زنده باشیم. پس بهتر است با این برخوردها خاطره خوشی از خودمان بگذاریم...

با این نگرش باید به این همکار گفت: ای بابا چرا در این هوای داغ خودت را برای تعمیر یخچال و نوشیدن آب خنک به زحمت می اندازی. حالا بروی دنبال تعمیرکار و آن بدبخت را هم عذاب بدهی و یک وانتی بگیری و مزاحم او بشوی که چی یخچال را منتقل کند و حالا موقع پول دادن دعوایتان بشود و دلخوری پیش بیاید... و حالا که چی مثلا...یخچال هم درست شد آخرش چی باید ۱۰ ـ ۲۰ سال دیگر همه اینها را بگذاری و در یک وجب خاک بخوابی و...

فکر نکنید کسی این حرف ها را جدی نمی گیرد، برعکس بعضی ها را که من می شناسم منتظر صدور چنین فتوایی هستند.  

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 12:29  توسط مهران   | 

باز هم بی محتوا نویسی
نمونه خبر با لید و تیتر بی محتوا، این بار از خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا):

تیتر: نمايشگاه بين‌المللي "صنايع و ماشين آلات چاپ" برگزار شد

لید: ششمين نمايشگاه بين‌المللي صنايع و ماشين آلات چاپ، بسته‌بندي و تبليغات اصفهان به كار خود پايان داد.

منتظر خواندن بقیه این خبر نباشید چون شاهکاری خلق نشده است مگر اینکه گاف های بیشتری رو می شود. اصل خبر

وقتی می گوییم بسیاری از خبرها همچون آگهی های تسلیت نوشته می شوند، بعضی ها جدی نمی گیرند. نتیجه اش این می شود که می بینیم.

در دل همین خبر که بی محتواست، می توان حداقل عنصر خبری پیدا کرد و با پیگیری های بیشتر، از این خبر بی روح، مطلبی دستکم دارای یک یا دو عنصر خبری خوب ساخت.

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 12:7  توسط مهران   | 

عاقبت سوءمدیریت
یک خبرگزاری تخصصی با مخابره این خبر نشان داد که سوءمدیریت ها چگونه می تواند روزنامه نگاری تخصصی و خبرنگاران یک خوزه را از مسیر اصلی فعالیت تخصصی منحرف کند.

سيستم بانكي، سرعت گير توسعه صنايع دريايي كشور است 
مشكلات سيستم بانكي كشور بنا بر گفته معاون اداري و مالي سازمان بنادر و كشتيراني كشور، موجب فرصت سوزي در روند توسعه‌اي صنايع دريايي كشور است.تاسيس صندوق توسعه صنايع دريايي نخستين گام در توسعه اين صنعت مهم كشور به شمار مي رود.

اطلاعات بیشتر

این خبر امروز جمعه، تیتر یک این سایت بوده است.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 11:10  توسط مهران   | 

ما به شهر نزدیکیم، خیلی نزدیک

بابت آوردن این نمونه خبر، از خدمت آقای معظمی که خداوند عمرش دهد، پوزش می طلبم.

 

این خبر امروز در آستانه انتشار در یکی از خبرگزاری ها بود که یکی از دوستان اصلش را برایم ارسال کرد:

 

لید:

"حسن معظمي"،خبرنگار، نويسنده حوزه ادبيات و منتقد با سابقه سينماي كشور به عنوان سخنگو و مسوول روابط عمومي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران معرفي شد.

بند دوم خبر:

 

به گزارش خبرنگار ... حسن معظمي، خبرنگار، نويسنده و منتقد با سابقه سينماي كشور، سخنگو و مسوول روابط عمومي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران شد.

حسن معظمي از خبرنگاران، نويسندگان و منتقدان با سابقه سينما و تلويزيون كشور است كه تاكنون علاوه بر فعاليتهاي مطبوعاتي، به عنوان نويسنده و همچنين مشاور در نگارش و ساخت چندين پروژه سينمايي و تلويزيوني مشاركت داشته است.
 
وي همچنين به عنوان نويسنده در حوزه ادبيات فعاليت هاي بيشماري داشته و تاكنون مسووليتهاي متعددي را در جشنواره‌هاي مختلف فرهنگي و هنري همچون، جشنواره‌هاي فيلم فجر، پليس، فيلم كوتاه تهران، رشد، نمايشهاي خياباني، ميراث نبوي و ...تجربه نموده است.

***
 در ادامه این خبر سمت های این همکار گرامی به طور مفصل نوشته شده بود.

هر کدام از همکاران مطبوعات که به مرتبه و موقعیتی می رسند علمی، فرهنگی و اجرایی  ما خشنود می شویم چراکه موفقیت یک نفر از خانواده مطبوعات یعنی رشد و ارتقاء دیگران. اما نمی دانم چرا برخی اوقات ناخواسته برای اینکه مثلا به شخص مورد نظر در نگاه مخاطب ، اهمیت بیشتری بدهیم با ناشیانه نویسی و استفاده های نابجا از صفت ، کار را خراب می کنیم. آیا با نوشتن و تکرار عبارت "باسابقه"، واقعا شخص مورد نظر ما باسابقه جلوه داده می شود و مخاطب ما او را واقعا باسابقه می پندارد.همه اینها در حالی است که نویسنده خبر اطمینان دارد شخص مورد نظر در خبر (عنصر که) اعتباری دارد و سابقه ای.

***

برای اینکه بگوییم مردم فلان منطقه فقیرند و بی نوا ، و بخواهیم که این مطلب تاثیرگذار باشد، لازم نیست بنویسیم: مردم منطقه ...از داشتن آب شرب محرومند یا اینکه این روستا و شهرک درمانگاه ندارد. کافی است با واژه هایی که در دستمان ورز داده ایم و هر روز بر قوت کلاممان می افزاییم و مهم تر از همه با استفاده از تکنیک های نوشتن، چیزی مثل این بنویسیم که: ...روستای فلان خیلی هم از شهر دور نیست. اگر اتومبیل داشته باشید فقط ۴۵ کیلومتر راه هست که ۵۰ دقیقه طول می کشد. اگر با موتورسیکلت به این جاده های خاکی بزنید فقط یک ساعت و نیم راه دارید. خیلی از مردم این روستا اتومبیل و موتورسیکلت ندارند. آنها به این فاصله ها عادت کرده اند.نزدیک ترین درمانگاه به این روستا فقط ۴۵ کیلومتر فاصله دارد.اگر کسی از اهالی این روستا شبی و نصف شبی دل درد بگیرد، فاصله ای با شهر ندارند. فقط ۵۰ دقیقه.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 18:34  توسط مهران   | 

من برادران وارنر را نمی شناسم

امروز با کسی که مدعی مترجمی است در یک تحریریه مواجه شدم. می خواست عنوان "کمپانی براداران وارنر" را کلمه به کلمه ترجمه کند. کسی گفت: این اسم خاص است، چطور می خواهی ترجمه اش کنی.

مترجم هاج و واج در و دیوار را رج می زد.

و اضافه شد: چطور به عنوان یک مترجم حتی نام این شرکت را نشنیده ای؟ بابا کمپانی برادران وارنر!

در جواب گفت: من مترجم سینما نیستم که این ها را بدانم.

جوابش ربطی به مترجم سینما بودن نداشت. به قول یکی از دوستان حتی کودکان هم که پای کارتون های بسیاری می نشینند در تیزر برخی فیلم ها با "شرکت برادران وارنر" آشنا هستند.

***

چه بلایی بر سر بسیاری از تحریریه ها آمده است؟ بسیاری اوقات فکر می کنم وجود مرکزی برای تایید صلاحیت روزنامه نگاری حرفه ای و برگزاری آزمون ورود به تحریریه ها لازم است. خیاطان تهران و شهرستان ها، لحاف دوزان ایران و اتحادیه قهوه خانه داران هم به این راحتی به هر سوزن به دست و پنبه زن و نقالی اجازه ورود به حرفه و صنف خود را نمی دهند.

این روزها مهندسان رشته مدیریت منابع انسانی هم برای سلامت ماندن حرفه شان از وجود کارشناسانی که تنها اسم و مدرکی دارند و در عمل هیچ نمی دانند، در تدارک برقراری سازمان نظام مهندسی مدیریت منابع انسانی هستند مثل سازمان نظام پزشکی.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 16:41  توسط مهران   | 

مگر همایش طول و عرض دارد؟

وي ادامه داد: همچنين از آنجا كه همه مقاله هاي ارسال شده به دبيرخانه همايش قابليت عرضه در طول همايش را ندارد، قصد داريم كه همه مقاله ها را در كتابي منتشر كنيم.

 

برگرفته از یک خبر در خبرگزاری...

 

مگر همایش طول و عرض دارد؟

به تجربه دیده ام تنها اندکی تامل و دقت در درست نویسی، می تواند از کژ نویسی جلوگیری کند. امتحانش کنید. راهش این است ابتدا در انتخاب کلمه هایتان وسواس به خرج دهید. بعد می بینید که نوشتن برایتان دشوار می شود. اما تمرین کنید. به استفاده از هر جمله ای که نخستین بار در ذهنتان نقش می بندد، رضایت ندهید. آنها را از دایره واژگان خود کنار بزنید.

سخت سلیقه باشید. اول به خود ، بعد به دیگران.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 14:33  توسط مهران   | 

لید نویسی همان بی محتوا نویسی نیست

مثال های لید بی محتوا:

 

 

* جلسه شوراي اداري استان آذربايجان شرقي به رياست استاندار تشكيل شد.

 

* وزير آموزش وپرورش كه به منظور شركت درسمينار مسؤولان تربيت بدني كشور به مشهد سفر كرده بود در يك مصاحبه مطبوعاتي در جمع خبرنگاران به سؤالات مطرح شده پيرامون مسائل ورزشي و اهميت آن در مدارس پاسخ داد.

وي ابتدا به برگزاري سمينار مزبور اشاره كرد و چنين اظهار داشت: بنا بر اطلاعي كه به من دادند اين اولين گرد هم آيي مسؤولين ورزشي....

 

* رئيس كل بانک مرکزی ايران كه به جمهوري عربي سوريه سفر كرد ه بود ساعت 10/12 ديروز به تهران بازگشت.

وي هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد طي يك مصاحبه اختصاصي با خبرنگار... ضمن تشريح نتايج اين سفر نقطه نظراتش را در زمينه نحوه توسعه مبادلات بين دو كشور و نيز....

 

برای نوشتن ليد، بايد موارد زير را در نظر داشت:

 

کدام يک از نکته هاي واقعه از ديگري مهمتر است؟

تغييرها ي جد يد رويداد چه بوده است؟

چگونه مي توان با کمترين کلمه ها بهترين ليد را نوشت؟

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 14:22  توسط مهران   | 

ایران خبرنگار زیاد دارد

انتشارات... امروز يكشنبه... ماه مراسم بزرگداشت زنده ياد... شاعر و طنزپرداز معاصر را برگزار مي­كند.

 

به گزارش خبرگزاري... در اين مراسم كه از ساعت 30/17 برگزار مي­شود شاعران، نويسندگان، دوستان و علاقه­مندان آثار اين شاعر فقيد حضور يافته و با ايراد سخنراني و شعرخواني ياد وي را گرامي مي­دارند.

 

جواد مجابي، مديا كاشيگر، فرخنده حاجي­زاده، عنايت سميعيي، از جمله نويسندگان و شاعراني هستند كه در بخش اول اين مراسم از خاطرات، آثار و انديشه­هاي... سخن مي­گويند.

 

در بخش ديگري از اين مراسم شاعران دربارۀ ....شعرخواني مي­كنند.

اين مراسم از ساعت 30/17 تا 20 در كافه كتاب ،خیابان ... ، شماره برگزار مي شود.

 

این خبر کاملا بر اساس سبک ترحیم، تنظیم شده است.  نظرتان درباره این جمله چیست؟

" ایران خبرنگار زیاد دارد".

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 14:12  توسط مهران   | 

محصول یک نویسنده در باغ و باغداری

محصول 45 سال تلاش يك نويسنده به بار نشست

 

تیتر یکی از خبرگزاری ها این بود که خواندید.

با دیدن کلمه محصول به یاد باغ و باغداری و کشت و کار و محصول پایان فصل زراعت نمی افتید؟ هرچه خواستید جای آن بگذارید شاید نتیجه بهتر شود.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 14:1  توسط مهران   | 

همین دو خط
این دو خط را دقیق بخوانید:
 
افسر شاهورديان مادر محمدرضا شجريان وى متولد ۱۳۰۰ در اين شهر بود يكشنبه شب درمشهدبر اثر حمله قلبى درگذشت.
 
عین خبر از روزنامه ایران نقل شد. آیا خبر، فوری است؟ در آخرین دقیقه های چاپ به دست خبرنگار رسیده است؟ و باید مانع از ادامه انتشار شد؟
هیچ کدام از این سئوال ها و گزینه ها مطرح نیست. دقت ها و حساسیت های ما خبرنگاران به آنچه می نویسیم کم شده است.
در روزنامه ایران چه خبر است؟ که دو خط خبر معمولی غیرفوری را اینچنین بی دقت و با اشتباه فراوان منتشر می کند.
2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 15:44  توسط مهران   | 

دستم به عكاسي از زنده ها نمي رود
گفت و گو با «عباس هوتهم» قديمي ترين عكاس پزشكي قانوني
107031.jpg
پشت پنجره اتاقك عكس، نشسته است تا كسي گشمده اش را شناسايي كند. آلبوم هاي رنگي، بوي ذهم خون را مي پاشد روي صورتت، روي حادثه، روي قتل.
ـ چند وقته گم شده؟ قدش، رنگ مويش؟
ـ مرد يا زن؟ دنبال يك نشاني روي تنش باش؟
ـ به خاطر داري چه لباسي پوشيده بود؟
ـ اين عكس ها را ببين. مي شناسي اش؟ گمشده تو نيست؟
ـ خوب نگاه كن! دقيق تر! گمشده ات اين نيست؟
نشسته پشت ويتريني كه مشتريانش، اهل عزايند. سالهاست كه اينجا نشسته وهر وقت كه معركه اي بالا بگيرد، مي رود عكس بگيرد از تازه واردان مجهول الهويه، مقتولان گمنام، رنگ پريده و بي نفس.
رفتم پشت دوربين. گفتم سرش را بلند كن، پرونده بدون عكس كه نمي شود. بيچاره گمشده، نه نامي، نه نشاني.
از اولي كه عكس گرفتم، دومي هم آماده شده بود. سرش را بلند كردند، خيز برداشتم تا پرونده بدون عكس نشود. زانوانم سست شد. شكستم. برادرم بود پشت دوربين، مرده بود.
 ***
۲۴ سال عكس گرفتن از پيكرهاي بي جان،سرهاي بريده، تن هاي سوخته و بي صورت، چرمينه پوستش كرده است.
مي خندد، اما منجمد؛ اين سالها چقدر سخت گذشته است.
 
۲۲ دی ماه ۱۳۸۱ مصاحبه با آقای عباس هوتهم در روزنامه ایران چاپ شد. چگونگی انجام این مصاحبه خود، گفتنی های بسیار دارد. این را هم بگویم که یادم نیست این متن را قبلا هم در وبلاگم گذاشته ام یا نه؟ اگر تکراری است بر حافظه ام خرده بگیرید.
 
بخش ادامه مطلب، با اختلال مواجه شده است. برای خواندن تمام مطلب روی علامت آبی رنگ گوشه سمت راست(+) کلیک کنید.
2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 12:50  توسط مهران   | 

کم کوشی خبرنگار

...

وي در پاسخ به اين پرسش كه تشكيل "اتحاديه ناشران كشورهاي اسلامي" چه تاثيري بر بهبود اقتصادي حوزه نشر و كتاب خواهد داشت، گفت: بدون شك تشكيل اين اتحاديه در بهبود وضعيت اقتصادي حوزه نشر و كتاب تاثير خواهد داشت.

 

بخشی از مصاحبه با یک نماینده مجلس درباره طرح تشکیل اتحادیه ناشران کشورهای اسلامی است. می بینید خبرنگار چه سئوال مهمی پرسیده و نماینده مجلس چه جواب مهم تری داده؟ شما درباره این سئوال و جواب چه فکر می کنید؟

خبرنگار حرفه ای باید از مصاحبه شونده حرف بکشد و با دریافت پاسخ بی محتوا، بداند که وظیفه اش تمام نشده. اما خیلی ها بلافاصله بعد از این ایراد جواب می دهند: "خب، سئوالم را پرسیدم و او هم این جواب را داد."

در این صورت خبرنگار ما همان نقشی را دارد که یک ضبط صوت.

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:24  توسط مهران   | 

مگر مي شود؟

محمد گلبن در سال 1314 در كهياز متولد شد و  از همان زمان گامهاي بلندي براي فرهنگ اين سرزمين برداشت...

 

توضيح: كسي باور مي كند آقاي گلبن از همان زمان تولد گام بلند فرهنگي برداشته باشد!؟ 

2 نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 17:7  توسط مهران   | 

عشق، مرد سالار شده بود
زن خزيد گوشه ديوار. تنها بود و بي دفاع. زن فرياد مي كشيد و واماندگي و ضرب شست مرد را مزه مزه مي كرد. زن تنها كتك مي خورد و بغضش نمي شكست.

زن دست نوازشگر مي خواست، اما مرد ـ مثلاً شوهرش ـ گلوي شب را مي دريد. زن مي گريخت از عصبيت، از شك و ترديد و از همه بدخواهي محرمي به نام شوهر.

زندگي در گاو گم غروب ادامه مي يافت و زن از تعصبي كور مي گريخت و از همه شك ها و ترديدها. مرد اما همچنان بر پيكر زن آوار شده بود. زن مجال گريز نداشت.

صورت تكيده زن با دست سنگين مرد، خراش برداشت. او گريخت گوشه جزيره تنهايي، مرد اما مصمم ، محكم تر زد. از صورت زن ـ مثلاً دلداده مرد ـ خو ن مي باريد. هيچكس نبود تا بپرسد به كدام اتهام،مجازات مي شود و مرد با كدام اختيار، گلوي شب زن را مي درد. هيچ عابري از خيابان و بزرگراه همين شهر ميليوني، از كوچه پس كوچه هاي شب، نشانه عفت زن را نپرسيد. گناه زن چه بود؟!

خشم بر تن شب آبله انداخته بود و رعشه بر پيكر عابران. هواي خيابان و بزرگراه شهر، بوي شك و ترديد مي داد و دست سنگين مرد بود كه صورت زن را نوازش مي كرد، اما چه سخت و چه سرد!

حادثه و حادثه ها اتفاق مي افتد. قبلاً هم چنين بوده. مرد بر سر دلداده اش مي كوفت و مي خواست كه زن، مونس لحظه هاي درد و انتظارش به د وا و درمان، به لحظه هاي بي او، اعتراف كند. زن اعتراف كرد:«من خيانتكار نيستم.» و مرد اما محكمتر مي كوفت.

زن مي دانست وقتي پيراهن شوهر دو تا شد… اما اين نتيجه اعتراض بود. اين ايستادن بر بلنداي عشق بود وسيلي بي وفايي مرد را خوردن. زن اما هيچ نمي گفت. پس عابران گذشتند و من نيز. ديگران هيچ نمي گفتند و من نيز هيچكس شهامت نداشت بپرسد گناه زن چيست و من نيز.

زندگي نبض مي زد، جايي كه عشق معناي وفاداري به خويش را فهميده، و ا و هيچ نمي گفت. زندگي در گاو گم شدن خورشيد، رنگ مرد سالاري گرفته بود و هيچكس جرأت نداشت…
2 نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 12:54  توسط مهران   | 

فراتر از فرشیدی

روزنامه های ما روزی که فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش با اکثریت موافقان در سمت وزارت ماندنی شد، تیتر اخبار رادیو و تلویزیون در این باره را ، که شب گذشته اش پخش شد، تکرار کردند و کمتر روزنامه ای را می دیدی که فراتر از صدا و سیما نوشته باشد: فرشیدی وزیر باقی ماند، وزیر آموزش و پرورش ماندنی شد، و ...

تیتری فراتر از این ها نبود و نخواندیم. در حالی که کارکرد روزنامه این نیست. روزنامه باید در فردای یک رخداد درباره چگونگی آن اتفاق توضیح دهد و حاشیه هایش را بنویسد. اینکه فرشیدی چگونه و در حاشیه چه لابی هایی ماندنی شد. آیا پرداختن به این موضوع و شرح آنچه در زمان محدود اخبار صدا و سیما نمی گنجد، نمی تواند برای خواننده جذاب باشد؟

از امروز دقت کنید و دفعات رونویسی های مطبوعات از دست صدا و سیما و یا حتی رسانه های الکترونیک را بشمارید و خودتان را جای مخاطب بگذارید که لحضه هایی پس از یک رخداد یا اظهار نظر، اخبار مربوط به آن را از بخش های مختلف رادیو و تلویزیون شنیده و دیده و یا آن را در خبرگزاری ها و سایت های خبری خوانده است. حاشیه نویسی و پرونده نویسی در رسانه های ما فراموش شده است.

2 نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 17:13  توسط مهران   | 

"منظور" خبرنگار را می توان سنجاق کرد

رئيس دانشگاه خزر پروفسور "هاملت عيسي خانلي" كه به منظور حضور در بيستمين نمايشگاه بين المللي الهدي در ايران بسر مي برد از انتشارات بين المللي الهدي بازديد و با"احسان خزاعي" مديرعامل انتشارات الهدي گفتگو كرد.

 

توضیح اول: دست به نقد داشته باشید که الهدی چند بار در یک لید تکرار شده است. بگذریم از اشتباه خبرنگار در نگارش محتوای لید.

 

پرفسور" خانلي" نيز ضمن تشكر به معرفي دانشگاه خزر به عنوان يكي از دانشگاهاي موفق آذربايجان پرداخت و گفت: دانشگاه خزر در سال 1991 ميلادي تاسيس شده است و دانشجويان اين دانشگاه در مقاطع و رشته هاي متفاوت از جمله مهندسي طب و علوم انساني به زبانهاي مختلف با آخرين سيستم تدريس به تحصيل علم مشغول هستند. 
وي از ايران به عنوان وطن دوم خود ياد كرد و در ادامه افزود: دانشجويان به زبان و ادبيات فارسي از مركز ايرانشناسي مستقر در دانشگاه خزر كه باني برگزاري سمينارها و كنفرانس ها ي اسلامي و قرآني است علاقه بسياري دارند.


توضیح دوم: بند (پاراگراف)های بالا را مرور کنید. متوجه بی مفهوم بودن کلمه هایی در این بین می شوید. از نویسنده خبر موضوع را پرسیدم. در دم توضح داد که منظورم این بود و آن نبوده و ...پایان ماجرا معلوم است. مثل همیشه، دوستان خبرنگار به تصور اینکه اخبار جنگ را در لحظه مخابره می کنند، هیچ علاقه و حساسیتی برای مرور آنچه نوشته اند، ندارند.

به خبرنگار محترم گفتم آیا می توانم شما را ضمیمه خبر کنم تا در صفحات وب، برای خوانندگان منظور خودتان را توضیح دهید.

2 نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 16:49  توسط مهران   | 

روتیترهایی که تیتر شده اند
بسیاری از روزنامه ها و سایت های خبری به دلایلی که یکی از آنها می تواند ملاحظات رسانه ای باشد، از نگارش تیتر برای خبرها شانه خالی می کنند. بسیاری از آنها به جای تیترنویسی، توضیح می نویسند و یا خیلی همت کنند، موضوع خبر را شرح می دهند.

مثل این نوشته های صفحه اول روزنامه های امروز ۳۰ فروردین:

تاکید قوه قضاییه بر هماهنگی قوای سه گانه در اجرای اصل ۴۴ (جوان)

انتقاد شدیداللحن نماینده اهواز از دولت، مجلس و قوه قضاییه

پاسخ وزیری هامانه به شایعات (همبستگی)

دیدار ۱۰۰ نماینده مجلس با هاشمی رفسنجانی و شاهرودی

اظهارات تکان دهنده فرمانده نیروی انتظامی درباره معضلات اجتماعی (خراسان)

تذکر ۱۶ نماینده به رییس جمهوری (اندیشه نو)

دیدار ۱۰۰ نماینده مجلس با آیت الله هاشمی رفسنجانی (کارگزاران)

توصیه مهم آیت الله وحید به طلاب

توضیحات وزیر اطلاعات در خصوص جزایری (حزب الله)

انتقاد شدید فرمانده نیروی انتظامی از مخالفین اجرای طرح مبارزه با بد حجابی (جمهوری اسلامی)

بسیاری از این تیترها، می توانند با تغییراتی کارکرد روتیتر داشته باشند که اینچنین ناشیانه در جای تیتر نشسته اند. شاید تیترنویس این تلقی را در ذهن داشته است که با افشا نکردن یکی از برجسته ترین عناصر خبر می تواند خواننده را برای خرید روزنامه و نیز خواندن مطلب، ترغیب کند، نکته ای که تا به امروز ـ دستکم در ایران ـ هیچ پژوهشی آن را ثابت نکرده است.

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 12:20  توسط مهران   | 

هنرمند ایرانی
..... این هنرمند ایرانی با اعلام اینکه قصد نداردُ فیلمنامه فیلم خود را کتاب کند، گفت:...

از خیلی ها که نویسنده سینمایی هستند دلیل استفاده از این عبارت که در حقیقا صفت است، را پرسیدم. می گفتند: " این عادت همه نویسندگان و خبرنگاران هنری است که اشکالی هم ندارد." و من گفتم: مگر خانم ...یا آقای... تابعیت کشور دیگری را پذیرفته که درباره شان می نویسند ایرانی. 

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 11:3  توسط مهران   | 

طول یک همایش

وي ادامه داد:همچنين از آنجا كه همه مقاله هاي ارسال شده به دبيرخانه همايش قابليت عرضه در طول همايش را ندارد، قصد داريم كه همه مقاله ها را در كتابي منتشر كنيم.

 

تازه فهمیدیم همایش طول و عرض دارد. عجبا از این کم اطلاعی!

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 10:57  توسط مهران   |