ادامه این مطلب را اینجا بخوانید.
چه فرقی می کند کسی باشد یا نباشد. وقتی به این نقطه برسید تازه با هم همسفر می شویم. یکی زودتر و یکی دیرتر.
از یاس فلسفی حرف نمی زنم. از درد بزرگی برای خودم می نویسم که ادامه توضیح اش اینجا نه به صلاح است و نه مرتبط.
تا آن روز که به یقین برسم و انجامش دهم، آنچه به ذهنم برسد، برایتان می نویسم. اما نه از سر رضایت مندی از خودم، بلکه از سر اجبار. به هر حال کسی که هنوز هست باید چیزی بنویسد هر چه که باشد.
مطالب مهمی است. بقیه را از اینجا در راوی بخوانید.
این خبر ساخته ذهن من است ولی نمونه هایش بسیار است:
مثلا تیتر: اجرای کنسرت استاد ..... در .....
لید: کنسرت استاد .... از روز .... اجرا می شود. در این برنامه که تا روز ... ادامه دارد، هنرمندانی چون ..... استاد را همراهی می کنند. در این کنسرت برای اولین بار قطعاتی از .... اجرا می شود. کتابفروشی های ..... از روز... آماده فروش یا رزرو بلیت هستند.
و حالا مقایسه اش کنید با یک آگهی ترحیم و تسلیت:
روتیتر: همه از اوییم و به سوی او باز می گردیم
تیتر: ..... بزرگ خاندان .... درگذشت
لید: به هم مناسبت مجلس ترحیمی در روز.... در مسجد .... برگزار می باشد. حضور سروران گرامی موجب شادی روح آنمرحوم و تسلی خاطر بازماندگان می باشد. ضمنا وسیله ایاب و ذهاب از مقابل مسجد برای حضور بر مزار آنمرحوم مهیا می باشد.
واقعا که خبر نویسی سخت است و نوشتن خبرهای هنری، سخت تر. یکی از کمیاب ترین نمونه های موفق خبرنویسی در حوزه هنر را می توانید در آرشیو مجله های گردون و آدینه جستجو کنید.
یکی از مخاطبان ،این کامنت را برایمان نوشت: مگر در آن زمان سلاح گرم هم بوده است؟
و من کلی خجالت کشیدم.
این جمله اشکال و ایراد بلاغت دارد. یعنی اینکه بیماری به سراغ کسی نمی رود بلکه بیماری، شیوع پیدا می کند.
این تیتر میراث خبر هم اشکال دارد:
دلايل تغيير رشد کودکان شهر سوخته فاش مي شود
دلیل ها، فاش شدنی نیستند بلکه گفتنی و توضیحی هستند. آنچه فاش می شود، اسرار است.
این تیتر اشتباه است، چراکه طبیعتا "حرف" مورد تاکید نویسنده یادداشت، اگر شایسته مطرح شدن باشد دیگر چه نیاز به این تیتر. ساده تر بگویم حرف های گفتنی، در ذات معنا و مفهوم خود قابلیت گفتن و نوشتن و خواندن دارند.
مقایسه کنید با این تیتر و تفاوت معنایی، ایهامی و استعاره ای اش را دریابید: حرف هایی برای نگفتن
راستی مقدمه این نوشته هم ایراد و اشکال منطقی دارد:
خبرها حاكى از اجراى كنسرت تازه محمدرضا شجريان و همايون شجريان ، حسين عليزاده و كيهان كلهر در تهران دارد. يادداشت ذيل به بهانه اين وعده نگاهى به ويژگى هاى اين گروه انداخته است:
جمله اول با آوردن کلمه حاکی... اشکال دارد. در ضمن یادداشت که نمی تواند نگاه بیندازد.
و
سئوال آخر: از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگذاریم.
جواب مصاحبه شوند: من هم از نشریه خوب و وزین شما متشکرم!
روی صحبتم با خبرنگارانی است که این دسته گل ها را به آب می دهند. آخر یعنی چه که از طرف می پرسیم " لطفا خودتان را معرفی کنید؟" مگر نباید خود خبرنگار اطلاعات قبلی داشته باشد و با نثری زیبا و خواندنی، اطلاعاتی از مصاحبه شونده را به خواننده مطلبش بدهد.
البته قرار نیست در مصاحبه های خبری فوری که هر روز درباره یک حادثه یا یک موضوع تهیه می کنیم ، این چنین عمل کنیم اما در مصاحبه های غیر فوری که فرصتی بیشتری برای تهیه اش داریم، حتما باید حرفه ای عمل کرد.
و این جمله مسخره که تنها از برخی خبرنگاران تازه کار می خوانیم: از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگذاریم.
روزنامه اطلاعات ـ ۳۰ آبان:
تیتر : بروز درگیری های گسترده در مصر همزمان با برگزاری مرحله دوم انتخابات پارلمانی این کشور
تیتر ایرنا اول آذر: وزير اطلاع رساني بنگلادش خواستار توسعه روابط كشورش با ايران شد
تیتر ایرنا : بيانيه نشست كوميناك از خبرگزاري جمهوري اسلامي تقدير كرد (توضیح : چطور ممکن است یک بیانیه از خیرگزاری قدردانی کند؟)
کلمه هایی را که باید از جمله حذف کرد، مشخص کرده ام.
نمونه تیتر های گزارشی:
۱۸ هزار کیلومتر تا اعماق شکست
(گزارش استاد حسین قندی / کیهان هوایی شماره ۷۱۳/ ۲۲ بهمن ۱۳۶۵).
دریا گریست ... خون گریست دریا
(گزارش استاد حسین قندی/ کیهان هوایی/ ۱۷ تیر ۱۳۶۷)
تیتر نویسی یک استعداد است و تیتر نویس باید ذوق و سلیقه داشته باشد تا بتواند به موقع با ذهن خلاق خود، تیتر جذاب و روان در عین حال همه فهم بنویسد.
گذشته از این ها برای تیتر نویسی، باید مدیون تجربه های دیگران هم بود. روزنامه نگاری بدون بلعیدن تجربه قدیمی ها و کارکشته ها ، بی خاصیت و وقت تلف کردن است.
تیتر نویسی، در عین حال محل مناقشه است و بسیار اتفاق افتاده که روزنامه نگاران همدیگر را همانقدر که از روی تیترهایشان می شناسند به همان میزان هم، یکدیگر را انکار می کنند. ای کاش به جای انکار ، همدیگر را نقد می کردند.
با این همه،چنین درک کرده ام که برای تیتر نویسی حرفه ای اگر اعتقاد به کار جمعی داریم ـ این جمع باید خوش فکر، خوش قلم و خلاق باشند ــ می توان تیتر اشتراکی نوشت و واژه ها را ورز داد. در غیر این صورت حرف آخر را باید یک نفر بزند.
نمونه تیترهای قابل تامل و جذاب و تیتر های بی حال را در نوشته بعدی بخوانید.
مصطفی قوانلو قاجار می نویسد: ... روزنامه باید همه فهم باشد و تیتری را انتخاب کند که مخاطبان نیز از آن سر در بیاورند. به طور مثال تیتر "آتشی آوای خاک را پاسخ داد"در عین بلاغت کلام دارای عینیت نیز هست. در اینجا آوای خاک هم کنایه از مجموعه شعر منوچهر آتشی است و هم به معنی درگذشت او، ضمن آنکه نام شاعر در تیتر باعث می شود تا به سوال "چه کسی" در تیتر پاسخ داده شود. ادامه...