هزاره ها، میراث ایرانی صفحه ویژه میراث فرهنگی
هزاره ها، میراث ایرانی صفحه ویژه میراث فرهنگی با خبر ها و مطالبی درباره تقریبا همه چیز از یادگارهای ایران منتشر شد. گفت و گوهای خواندنی و خبرهای جالبی دارد. به یکبار دیدنش می ارزد. راستی مطالب این صفحه که تا یک هفته به روز می شود کار بچه های میراث خبر است. اشکالی در بلاگفا پیش آمده که نمی توانم لینک بگذارم. زحمت بکشید و به
این آدرس بروید.
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 11:18  توسط مهران
|
دستمریزاد و البته چند نکته
همکاران ما در خبرگزاری ایسنا واقعا زحمت می کشند، بدون اغراق می گویم. تلاششان ستودنی است. به ویژه در روزهای نمایشگاه مطبوعات که از روی خبرهایشان می توان دریافت چقدر پرکارند، وقتی که با ظرافت و تبحر مسئولان و منابع خبری را به غرفه خود می کشانند و خبرسازی می کنند.
اینجا را بخوانید.
از نتایج پرکاری است که گاه اشتباه می کنیم و
لیدهای طولانی می نویسیم، مثل این لید:
" همايش تجليل از خادمان ميراث فرهنگي، نمايشگاه آثار فرهنگي صنايع دستي و هنرهاي سنتي رودبار و تالش، نمايشگاه دستاوردهاي مرمتي بناهاي تاريخي و پژوهشهاي باستانشناسي و همچنين نمايشگاه گونهشناسي موزههاي فرهنگي و معماري گيلان، از جملهي مهمترين برنامههاي روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي در استان گيلان خواهند بود. "
اصل خبر
این لید طولانی و نفس گیر است. برای خواننده ملموس نیست و توجهی را به خود جلب نمی کند. با ظرافت نوشته نشده است. در ضمن در همین خبر تیتر از لید نوشته نشده است و باید کلی خبر را بجورید تا جمله ای از آن بیابید.
2
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:20  توسط مهران
|
تیتر نویسی به زبان حرفه ای
"... تيتر بايد در حداقل كلمه بگويد كه چه اتفاقي ميافتد و اين هدف اصلي تيتر است. در نشريه های معتبر خارجي اجزاي تيتر مانند روتيتر و زيرتيتر كمتر استفاده ميشود اما ما همچنان از اين اجزا استفاده ميكنيم. با اين حال نبايد فراموش كرد كه تيتر اصلي، بايد مستقل باشد و به اجزاي تيتر وابسته نباشد و به تنهايي بتواند معناي كاملي را برساند...."
بخشی از سخنان پر از نکته های آموزشی استاد
"حسین قندی" در کارگاه آموزشی نمایشگاه مطبوعات.
هر روز می توانید تازه ترین اخبار و گزارش های خواندنی نمایشگاه مطبوعات را در
اینجا بخوانید. به یک بار خواندنش می ارزد.
2
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:54  توسط مهران
|
خبرهاي تلفني؛ آفت روزنامه نگاري ايراني /مصاحبه با قاضی زاده
مصطفي قوانلو قاجار، شيده لالمي- خطر را مدت ها پيش احساس کرده بود. "تلفن را بر مي دارند و به اين و آن زنگ مي زنند تا خبري بگيرند. اما اين که خبر نمي شود" زنگ خطر را در مقاله فصلنامه تخصصي رسانه ويژه آموزش روزنامه نگاري به صدا در آورد. علي اکبر قاضي زاده از رواج پر خطر خبر کلامي نوشت و اينکه خبر کلامي مثل خوره به جان روزنامه نگاري ايراني افتاده است. اين گفتگو پيرامون خبر کلامي است و اين که چرا رواج آن خطرناک است. خبرهاي کلامي خبرهايي هستند که از گفته هاي چهره هاي خبرساز منشا مي گيرند و نه از رويدادها و تحول در رويدادها. در اين دسته از خبرها پيامي که مربوط به وقوع رويدادي باشد، نمي توان يافت. هرچه هست نقل گفته هاست و به همين سبب کارشناسان اين خبرها را شبه خبر ناميده اند.
خبرهاي کلامي از چه زماني رواج پيدا کرد؟
از زماني که خبرگزاريهاي با ظرفيت تحريريه محدود راه اندازي شد، خبرهاي کلامي به عنوان يک راه گريز مطرح شد. مفهومش اين است که چون بچه هاي اين تحريريه هاي خبرگزاريهاي کوچک بايد حجم به خصوصي از کار را تحويل دهند، صحبت از توليد 100 تا 120 مطلب در ماه است. آنهايي که اهل روزنامه نگاري هستند مي دانند توليد دو يا سه مطلب در روز يک کار واقعا غير ممکني است.
راه چاره اي که برو بچه هاي اين تحريريه ها دنبال مي کنند؛ همين خبرهاي کلامي يا همين "وي گفت"، "وي افزودهاي معروف" است. خبرنگاران اين رسانه ها دفترچه تلفني دارند که با اينها مصاحبه مي کنند و خيلي هم فرق نمي کند که مصاحبه شونده چه چيزي مي گويد.
به طور مثال يک خانمي به من زنگ زد که با من مصاحبه کند تلفن را روي ضبط گذاشت و خودش دنبال کار ديگري رفت و بعد هم معترض شد که چرا تلفن را قطع کرده اي. در حالي که کسي که مصاحبه مي کند، بايد به مصاحبه گوش دهد و از آن سوال در بياورد.
ادامه مطلب را به نقل از صفحه ویژه مطبوعات میراث خبر را همینجا بخوانید.
2
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:15  توسط مهران
|
تولد "امير هوشنگ شمس مستوفي" نویسنده و روزنامه نگار
فردا، يازدهم ارديبهشت 85 ، هشتاد و سه سال از تولد "امير هوشنگ شمس مستوفي" نويسنده معاصر كه نخستين كتاب در رشته روزنامه نگاري را با نام "ژورناليسم" نوشت ، مي گذرد.
ژورناليسم با محور علم روزنامه نگاري و تاريخ مطبوعات ايران کتابي بود که اين استاد روزنامه نگاري در سال 1324 آن را به تحرير در آورد.
"اصول روزنامه نگاري در جهان"، "ارزش مطبوعات در دنياي امروز" و "تاريخ مطبوعات فرانسه"ازديگر تاليفات اين استاد روزنامه نگاري است.
شمس مستوفي، سال 1301 در تهران متولد شد و تحت نظر پدرش دكتر علي شمس مستوفي تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران به پايان رساند و تحصيلات خود را تا مقطع دکترا در رشته روزنامه نگاري در انگلستان ادامه داد.
وي که مديريت روزنامه "مرد امروز" را هم بر عهده داشت ، در سال 1335 دومين كتاب خود با عنوان "اصول اخلاقي روزنامه نگاري " و موضوع بررسي آزادي قلم و مسووليت روزنامه نگاران در قبال جامعه كه از آن به عنوان ميثاق حرفهاي دراين رشته ياد ميشود، نوشت.
2
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 15:43  توسط مهران
|
خبر فوری___ کافه تیتر فعلا از آتش سوزی در امان ماند
" کافه تیتر" ، پاتوق نوپای روزنامه نگاران از
شعله های آتش در پارکینگ همجوارش تا این لحظه در امان مانده است.
پارکینگ علاالدوله در خیابان صبای جنوبی ساعتی پیش دچار حریق شد. "فرزانه ابراهیم زاده" ـ روزنامه نگار و کارشناس تاریخ ـ شاهد عینی این آتش سوزی بود و در این باره گفت: چندین خودرو آتش نشانی در محل وقوع حریق حضور دارند و ماموران در تلاش هستند تا شعله های آتش را مهار کنند.
او دامنه آتش سوزی را تنها در پارکینگ علاالدوله مشاهده کرده است و نگرانی از کشیده شدن شعله های حریق به " کافه تیتر " او را به ادامه پیگیری هایش ترغیب کرد.
" چند خودرو در این پارکینگ در آتش می سوزند. ماموران آتش نشانی نگران آن هستند که دامنه این آتش سوزی فروشگاه های طبقه بالا و همجوار را در بر گیرد."
با همه اینها ابراهیم زاده خود را به کافه تیتر رسانده تا از وضعیت این پاتوق فرهنگی با خبر شود:" با خانم بیتا صالحی بختیاری یکی از مسئولان کافه تیتر صحبت کردم. فروشگاه را بسته بودند تا ماموران آتش نشانی برای انجام ماموریت خود با مشکلی مواجه نشوند. کافه تیتر تا این لحظه دچار آتش نشده است."
برای پیگیری این خبر
وبلاگ فرزانه را ورق بزنید.
2
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 20:30  توسط مهران
|
امروز به اجبار زیباست
صبح مجری رادیو خودش را می کشت تا بلند بلند در گوش مردم بگوید: " خب، دوستان صبح زیبای بهاری تان بخیر..."
کسی در رادیو نیست تا به نویسنده برنامه و مجری اعتراض کند که آقا جان از کجا می دانی که امروز برای همه روز زیبایی است؟ شاید امروز بدترین روز یک شهروند باشد.
این هم کاربرد بی جای صفت. در مورد سئوال یکی از خوانندگان وبلاگ که در بحث کاربرد "صفت در خبر" پرسیده بود، وقتی خبرگزاری های خارجی می نویسند: "رییس جمهوری تندروی ایران ....." آیا این درست است؟ بعدا توضییح می دهم. اما دست به نقد داشته باشید که در این موارد برجسته سازی در خبر مطرح است.
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:16  توسط مهران
|
نخستین اعتراض
و این هم اعتراض بلند آواز رییس مرکز آموزش مجازی درباره تاخیر های من برای آماده کردن سرفصل های آموزشی رشته روزنامه نگاری. بخوانید چقدر فریادش بلند و متلک وار است.
"سلام،
این همه کار، هم نوشتن کتاب و هم ترجمه و هم آموزشگاه مجازی.
اون کتاب را که خود شما می نویسید فقط خدا می داند که کی تمام می شود.
آن دوستی هم که در ترجمه کمک می کنه احتمالا به زودی کلافه می شه و سر به بیابان می سپارد.
کالج مجای هم احتمالا ... (یه چشمک مدل یاهو)"
با همه اینها شایان شخصیت محترمی است. عصبانیت او را می توان تحمل کرد. به این مرکز سر بزنید و با شیوه های جدید آن از جمله امکانات رادیو و تلویزیون آشنا شوید و انگلیسی را مانند بلبل حرف بزنید.
مرکز آموزش زبان انگلیسی
2
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:4  توسط مهران
|
این جماعت عاقبت بخیر نمی شوند
تن ناخوش روزنامه نگاری این مملکت هرگز روی عافیت نمی بیند. رنج نه از بابت محدودیت هایی که بر سر جریان آزاد اطلاعات در ایران وجود دارد، که دارد.
به احتمال زیاد که نه، یقینا دلزدگی ، تغییر شغل ، کنار گذاشته شدن و بازنشستگی زودهنگام برخی روزنامه نگاران کهنه کار نشاندهنده عاقبت بخیر نشدن اهالی جدی این حرفه است. خواه کهنه کار باشی یا که تازه کار
( راستی در حاشیه بگویم که کتاب تازه کارها را فصل به فصل جلو می برم و هنوز بسیاری نکته ها باید به آن اضافه کنم. کتاب جدیدی را هم به اتفاق یکی از دوستان در دست ترجمه و تالیف داریم درباره ـ در خصوص ناصحیح است ـ یکی از مباحث و اجزای اصلی خبر، بعدا می گویم موضوع چیست. بخش هایی از سرفصل و محتوای سفارش شده یک مرکز آموزشی روزنامه نگاری در اینترنت را آماده کرده ام. بخش هایی از آن به درد این وبلاگ می خورد).
برای آنها که هنوز فرصت دارند تا خودشان را از حرفه روزنامه نگاری یا بهتر بگویم مرض روزنامه نگار شدن خلاصی دهند، می نویسم که همه اش کار گل است، البته در ایران. باید بر اساس سنت قدیمی ها زندگی کرد. آب باریکه ای زیر سر داشت و نان خشکی سق زد.
2
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 16:1  توسط مهران
|
چه انتظاری!
" نايب رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي گفت:
مدهاي لباس خارجي با فرهنگ اسلامي ما در
تقابل است. "
به نقل از ایرنا
از جناب رییس انتظار بیشتری می رود؟ اما دستکم انتظار از ایرنا این است که در انعکاس جمله ناقل، تغییری ایجاد کند. این حرف را به معنای تحریف خبر نگذارید.
حاشیه
فرصت اندکی به دست آورم، پاسخ برخی سئوال های دوستان را می دهم. خودم هم از این تنبلی خسته شده ام. از کار هم خسته شده ام. البته از هر
پیشنهاد پردرآمد استقبال می شود.
2
نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 15:40  توسط مهران
|