تبليغاتX
روزانه
روزنامه نگاری، ارتباطات و روابط عمومی
پس از سال ها شماره تلفن همراهم تغيير يافت. اگر نداريد يادداشت كنيد:

۰۹۱۲۳۳۶۵۶۲۷

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 16:37  توسط مهران بهروزفغانی 

پس از سالها دوباره برگشتم به دنیایی که همیشه دوستش داشتم، روزنامه نگاری برای کودک و نوجوان البته با گرایش بیشتری به دومی. خب این هم تازه ترین مطلبی که برای این گروه سنی نوشته ام. 
بخوانید و لطفا ایرادهایش را برای همه مخاطبان بنویسید.
 
*** 
 
همشهری ــ دوچرخه (پنجشنبه 31 مرداد ۱۳۸۷)
 
 
خوابشان درهم پيچيد. آشفته شدند و قطار گذشت. خفتگان شش هزار ساله بي‌رمق‌تر از هميشه، دوباره يله دادند بر خاك.
يادشان آمد شبي اين چنين آشفته شدند. شراره‌هاي آتش بر سرشان فرود آمد و سقف خانه شان آوار شد و صبح روز بعد هيچ كس نبود تا برآمدن آفتاب را به همسايه‌ها خبر دهد. سوت اولين قطار، خواب خفتگان «حصار» را آشفته كرد، بعد از 6600 سال. آرميده بودند در سكوت كه ناگاه قطار حاشيه كوير سمنان و دامغان دل شب را دريد و غريد و خاك حصار دوباره لرزيد، پس از 6600 سال.
 
  حصار، جايي سه كيلومتر دورتر از دامغان كه پسته فراوان دارد، براي من و تو، پر از راز و رمز است، پر از خيال‌ها و خواب‌هاي تعبير نشده كودكاني كه آنها را نديده‌ايم و نامشان را نمي‌دانيم.

  دختركان و پسركان حصار شايد هرگز فكر نمي‌كردند هزاران سال بعد باستان‌شناسان، زمين زير پاي‌شان را كند‌‌وكاو كنند و در لايه‌هاي خاك، اين خاك خفته از 6600 سال پيش، شانه‌اي و آينه اي پيدا كنند و سفالي از دل خاك، كه نقش و نگارش در تاريخ بي‌همتاست. دست كدام مادر، شانه را بر گيسوي دخترك مي‌كشيد، نرم؟ دخترك در آينه چه مي‌ديد؟ دست نوازشگر كدام پدر از خاك، گلي ساخت براي سفال؟ راستي تقاطع آب و آينه در كدام سوي حصار قرار داشت؟

   6600 سال پيش، پسر‌بچه هاي اين پهن‌دشت مرموز، چه مي‌كردند؟ روزها و شب‌هايشان با چه شور و شيطنتي مي‌گذشته؟ بازي‌هايشان چه بوده و كدام اسب چوبي را زين مي‌كرده‌اند به تقليد از پدر، تا به كوه بزنند و در دشت‌هاي سبز حصار، گوسفندان را هي‌هي كنند.

   باستان‌شناسان، اول بار، 77 سال پيش، نخستين لايه خاك حصار را از چشم گذراندند و گفتند، عمر اينجا 3500 سال است.  بار دوم، 46 سال پيش‌گروهي به لايه‌اي ديگر رسيدند و گفتند، قديمي‌ترين لايه تمدن تپه مركزي حصار، نشان مي‌دهد كه 6600 سال پيش، روي اين خاك، مردمي زندگي مي‌كردند با فرهنگ و خط و زبان. كودكانشان مكتب داشتند، آموزگار داشتند، كتيبه داشتند، پدرانشان دامدار بودند و اهل تجارت با سرزمين‌هاي دور و نزديك.

دوچرخه ـ همشهری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 10:17  توسط مهران بهروزفغانی  |