نبايد مرعوب شد، اما خوش ساخت است و سريع. هيجان را به ببيننده انتقال مي دهد. ترغيبت مي كند ادامه اش را ببيني(حسي كه زودگذر و آني مي تواند باشد). و تو تصور مي كني چشم اگر برداري، تصوير مهمي را از دست داده اي. پس پلك زدن را تنها چند ثانيه فراموش مي كني.
نبايد مرعوب اش شد اما چيزي در پس تصوير و ميانه نوشته هايش هست كه تو احساس مي كني با خبرهايي كه از تلويزيون خودت مي بيني، يا كه از راديو مي شنوي، تفاوت دارد. تفاوت اش از جنس درستي و صحت نيست شايد، از جنس بسته بندي خوب و خوش فرمي است كه با همين امكانات رسانه اي كه ما داريم، آماده اش كرده اند.
تفاوت خبر رساني در راديو و تلويزيون را مي تواني احساس كني. نه مثل سريال هاي ايراني در تلويزيون كه اگر چشم از آن برداري، هيچ از دست نمي دهي. چون بیشتر اين سريالها، نمايش راديويي اند كه به اشتباه جلوي دوربين رفته اند.
نبايد مرعوب اش شد، اما تلويزيون بي بي سي فارسي، با هيجان شروع كرد. اگرچه ميزان توليد خبرش كم است با دايره محدود انتخاب خبر و صد البته برجسته سازي! رخدادها. تكرار هم بسيار دارد. و تو به تكرارش كه مي رسي خاموشش مي كني.
ندا دهقاني در گفت وگو ي سالها پيش خود با دکتر یحیی کمالی پور، اشاره هم دارد به این نشریه. مطالعه اين نشريه و اين گفت و گو برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی مفید است.
"چاپ مرده است. چاپ، چاپي است كه واژهها براي جان سپردن به آنجا ميروند. ايدههايي كه رهسپار صفحات ميشوند، در همان نقطه به پايان ميرسند..."
البته اين سخن را الزاما نميتوان آغاز بحراني براي ادامه حيات مطبوعات چاپي دانست چراكه به واسطه صنعت چاپ، مهم ترين ايدهها و انديشهها به جهان منتقل شد و دانش به صورت فرهنگ مكتوب، مدون شد. پس به نظر ميرسد اين سخن جارويس با مبالغههاي بسيار همراه است و تنها بهانه اي شده تا بسياري از روزنامهنگاران سايبر، شليك تير خلاص به رسانههاي چاپي (مطبوعات) را جشن بگيرند. بسياري از صاحبنظران و روزنامهنگاران رسانههاي خبري ديجيتال نيز با شنيدن اين اظهارنظر به تكاپو افتادند تا بيشتر از گذشته، بر مزيتهاي روزنامهنگاري سايبر تاكيد كنند.
متن کامل این مقاله را در ادامه بخوانید.
آنچه اما امروز شبانه ها به رخ کشاند، چشم را حریص تر کرد به دیدن، جای سیری. هر که نزدیک تر است به مهر بگوید این همه در به کجا راه باز می کند، آیا؟
منبع: شبكه خبري بيبيسي / نوشته: استيو شيفرز
2008/06/12
ترجمه: مهران بهروزفغاني
این مقاله در تاریخ ۱۲ ژوئن ۲۰۰۸ منتشر شده است.
پيروزي قريبالوقوع باراك اوباما در مبارزات مقدماتي انتخابات رياست جمهوري امريكا مديون اينترنت است؛ رسانهاي كه موفقيت اوباما را در اين عرصه رقم ميزند. اين امر امتياز و برتري مهمي براي دموكراتها محسوب ميشود.
اينترنت در سال هاي اخير نقش مهمي در فعاليتهاي سياسي امريكا ايفا كرده است. اما در عرصه اخير مبارزات انتخابات رياست جمهوري امريكا (2008)، اينترنت نقش مهم تر و ويژهتري براي اوباما داشته است؛ اين نقش مهم را مي توان در لابهلاي نوشتههاي منابع آگاه تا شناساندن اوباما به نام كوچك او، دريافت.
اينترنت به طرفداران و حاميان مبارزات انتخاباتي كمك بزرگي ميكند و به آنها اين توانايي را ميدهد تا حمايتهاي مالي خود را از طريق پرداختهاي اينترنتي به لحظه (online) ارايه كنند.
استفاده بيشتر و به موقع ستاد انتخاباتي اوباما از اينترنت، در مراحل نخست آغاز مبارزات درون حزبي، به او كمك كرد تا بر رقيب جدي خود _ هيلاري كلينتون _ پيروز شود.
تفاوت ذاتی این دو عبارت ـ اطلاعیه و بیانیه ـ در محتوای شان است. هر کدام متناسب با شرایطی و در فضای تعقلی کارکرد دارند. منظور از تعقل، رساندن پیام به مخاطب به فوریت است. جایی که شما باید خیلی سریع درباره موضوعی که مخاطبان زیادی دارد یا می تواند داشته باشد، اطلاع رسانی کنید. به این ترتیب می توان چنین گفت که اطلاعیه به زبان خودمانی، دم دست تر است. زودتر صادر می شود. برای مثال اطلاعیه سازمان تعزیرات حکومتی برای نظارت بر فروشندگان مواد غذایی یا جلوگیری از گرانفروشی. این خبر / پیام باید خیلی سریع صادر شود و انعکاس پیدا کند.
در مورد بیانیه، وضعیت متفاوت تر است. فضای تعقلی در بیانیه جاری است. مقدمه دارد. هدف عمیق همراه با تحلیل شرایط دارد. موارد استدلال برای رد یا تایید انچه که گفته یا اعلام می شود، لازم است. در بیانیه شما انتظار دارید تا منطق بیانیه نویسان را له یا علیه چیزی یا کسی بدانید. برای همین است که جشنواره های مختلف معتبر در پایان کار خود بیانیه منتشر می کنند، نه اینکه اطلاعیه صادر کنند.
گفتنی های بیشتر را بگذارید در کتاب آماده تدوین و چاپ برای سال آینده که در هر مبحث کلی مثال و نمونه آورده ام.
راستی نکته ای دیگر، حرفه ای ها می دانند که بیانیه منتشر می شود و اطلاعیه صادر.