تبليغاتX
روزانه
روزانه
نقد مهران بهروز فغانی بر نوشته های آزار دهنده مطبوعات و دیگر رسانه ها
ما به شهر نزدیکیم، خیلی نزدیک

بابت آوردن این نمونه خبر، از خدمت آقای معظمی که خداوند عمرش دهد، پوزش می طلبم.

 

این خبر امروز در آستانه انتشار در یکی از خبرگزاری ها بود که یکی از دوستان اصلش را برایم ارسال کرد:

 

لید:

"حسن معظمي"،خبرنگار، نويسنده حوزه ادبيات و منتقد با سابقه سينماي كشور به عنوان سخنگو و مسوول روابط عمومي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران معرفي شد.

بند دوم خبر:

 

به گزارش خبرنگار ... حسن معظمي، خبرنگار، نويسنده و منتقد با سابقه سينماي كشور، سخنگو و مسوول روابط عمومي انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران شد.

حسن معظمي از خبرنگاران، نويسندگان و منتقدان با سابقه سينما و تلويزيون كشور است كه تاكنون علاوه بر فعاليتهاي مطبوعاتي، به عنوان نويسنده و همچنين مشاور در نگارش و ساخت چندين پروژه سينمايي و تلويزيوني مشاركت داشته است.
 
وي همچنين به عنوان نويسنده در حوزه ادبيات فعاليت هاي بيشماري داشته و تاكنون مسووليتهاي متعددي را در جشنواره‌هاي مختلف فرهنگي و هنري همچون، جشنواره‌هاي فيلم فجر، پليس، فيلم كوتاه تهران، رشد، نمايشهاي خياباني، ميراث نبوي و ...تجربه نموده است.

***
 در ادامه این خبر سمت های این همکار گرامی به طور مفصل نوشته شده بود.

هر کدام از همکاران مطبوعات که به مرتبه و موقعیتی می رسند علمی، فرهنگی و اجرایی  ما خشنود می شویم چراکه موفقیت یک نفر از خانواده مطبوعات یعنی رشد و ارتقاء دیگران. اما نمی دانم چرا برخی اوقات ناخواسته برای اینکه مثلا به شخص مورد نظر در نگاه مخاطب ، اهمیت بیشتری بدهیم با ناشیانه نویسی و استفاده های نابجا از صفت ، کار را خراب می کنیم. آیا با نوشتن و تکرار عبارت "باسابقه"، واقعا شخص مورد نظر ما باسابقه جلوه داده می شود و مخاطب ما او را واقعا باسابقه می پندارد.همه اینها در حالی است که نویسنده خبر اطمینان دارد شخص مورد نظر در خبر (عنصر که) اعتباری دارد و سابقه ای.

***

برای اینکه بگوییم مردم فلان منطقه فقیرند و بی نوا ، و بخواهیم که این مطلب تاثیرگذار باشد، لازم نیست بنویسیم: مردم منطقه ...از داشتن آب شرب محرومند یا اینکه این روستا و شهرک درمانگاه ندارد. کافی است با واژه هایی که در دستمان ورز داده ایم و هر روز بر قوت کلاممان می افزاییم و مهم تر از همه با استفاده از تکنیک های نوشتن، چیزی مثل این بنویسیم که: ...روستای فلان خیلی هم از شهر دور نیست. اگر اتومبیل داشته باشید فقط ۴۵ کیلومتر راه هست که ۵۰ دقیقه طول می کشد. اگر با موتورسیکلت به این جاده های خاکی بزنید فقط یک ساعت و نیم راه دارید. خیلی از مردم این روستا اتومبیل و موتورسیکلت ندارند. آنها به این فاصله ها عادت کرده اند.نزدیک ترین درمانگاه به این روستا فقط ۴۵ کیلومتر فاصله دارد.اگر کسی از اهالی این روستا شبی و نصف شبی دل درد بگیرد، فاصله ای با شهر ندارند. فقط ۵۰ دقیقه.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 18:34  توسط مهران   |